سيد على اكبر برقعى قمى

408

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

عضد الدوله بود و در صنعت انشا و ترسّل مهارتى بسزا داشت و بر نظم شعر توانا بود و در معالجهء بيماران بىمانند بود و مصنّفاتى پرداخت . از جمله : كتاب مفتاح الطبّ و كتاب الكلم الروحانيّة من الحكم اليونانيّة و المقالة المشوقة فى المدخل إلى علم الفلسفة و رسالة هزليّه موسومة بالواسطة بين الزنا و اللواط و متوفّاى 410 و يا 420 و از نظم اوست : قرض خيامك من أرض تضام بها * و جانب الذل انّ الذل يجتنب و ارحل إذا كانت الأوطان منقصة * فصندل الهند فى أوطانه حطب و من در اين معنى گفته‌ام : چون نباشد به وطن غير محن * حرف بيهوده بود حبّ وطن رخت بربند و گزين شهر دگر * كت دهد سيم و زر و علم و هنر نتوان زيست به شهرى كه در آن * نتواند دهدت توش‌وتوان نيز از نظم اوست در غزل : يقولون لى ما بال عينك إذ زنت * محاسن هذا الريم ادمعها هطل فقلت زنت عينى بطلعة وجهها * فكان لها من صوب ادمعها غسل و هندو شاه بن سنجر بن عبد اللّه كه در كيرانى گذشت . هندى : منسوب است به هند بر وزن رند از كشورهاى معروف آسيا و به آن منسوب است بهاء الدّين محمّد بن حسن اصفهانى معروف به فاضل هندى . وى در خردسالى به هندوستان رفت و در آنجا نشو و نما كرد و به هندى مشهور شد و از اعاظم فقيهان و دانشمندان عصر صفوى است و صاحب كتاب كشف اللثام در شرح قواعد الأحكام و كتاب المناهج السويّه در شرح الروضة البهيّة و تلخيص كتاب شفا در حكمت و كتابى در تفسير قرآن . گويند : « در دوازده‌سالگى به تصنيف پرداخت و در سيزده‌سالگى عالمى مبرّز بود و در سال 1137 در فتنهء افغان در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد مدفون گرديد » . و نيز هندى بر وزن رندى و ابو الهندى كنيت عبد القدّوس بن شبث بن ربعى است از تيره بنى زيد ابن رباح بن يربوع و از شاعران باده‌گسار و در وصف جام شراب گفته است : سيغنى ابا الهندى عن وطب سالم * أباريق لم يعلق بها و ضر الزبد مقدّمة قزا كان رقابها * رقاب بنات الماء تفزع للرغد آنگاه شراب‌خوارى را ترك كرد و گفت : تركت الخمور لاربابها * و اقبلت اشرب ماء قراحا و قد كنت حينا بها معجبا * كعجب الغلام الفتاة الرداحا و ما كان تركى لها انّنى * يخاف نديمى على افتضاحا و لكن قولى له مرحبا * و اهلا مع السهل و انعم صباحا هوارى : منسوب است به هوار بر وزن قرار پدر قبيله‌اى در بربر و از اين قبيله است ابو موسى عبد الرحمن بن موسى هوارى استجى « 1 » در شمار

--> ( 1 ) - استجى منسوب است به استجه بر وزن امرئه از شهرهاى اندلس ( مؤلّف ) .